حسن مرسلوند

498

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

ما همگى تشنهء جام عطا * ساقى صافى مى كوثر تويى دادگر و داور آفاق را * مظهر آياتى و مظهر تويى آنچه درآيد به خيال و خرد * از همه بالا و فزون‌تر ، تويى من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته آدم خاكى كه ملائك ، نماز * در بر او برد ، ز روى نياز از تو به سر تاج كرامت نهاد * ور نه كجا خاك و چنين عزّ و ناز نور تو در كشور او خيمه زد * كز همگان گشت چنين سرفراز بار امانت كه فلك را نبود * طاقت حملش ز فرود و فراز بود ولاى تو و ختم رسل * بود لقاى تو و شاه حجاز پرتو مهر تو سبب شد كه شد * شيفته محمود ، به حسن اياز عشق حقيقى است تولّاى تو * غير تولّاى تو ، عشق مجاز از رخ تو ، بر همگى فاش گشت * هرچه به نه پرده ، خدا داشت راز من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته روز ازل ، اى شد فرمان‌گذار * دست به دامان تو ، اميدوار قاضى حاجات همه چون تويى * حاجت لاهوتى محزون برآر پرده به عيبش ز كرم باز پوش * دار عزيز و منما هيچ خوار شافع عصيان همه ، چون تويى * ياور او باش به روز شمار درد غلامان تو هم ، از تو ، به * چاره شود ، اى شه فرّخ تبار ما همه مجرم تو خداوند پاك * جرم ببخشا و مكن شرمسار حبّ تو سرمايهء آزادى است * حبّ خود از خاطر ما ، بر مدار در دوجهان ، يار محبّان تويى * هيچ ندارند به اغيار كار من به توام عاشق دلباخته * والهء آنم كه تو را ساخته ب : قطعه‌اى كه در مدح امام سوم شيعيان حسين ابن على ( ع ) سروده است : دست من و دامان تو اى عزيز مصطفى ، دست من و دامان تو * نور چشم مرتضى ، دست من و دامان تو